راز گل سرخ...!!
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ![]()
کار ما شاید این باشد![]()
که در افسون گل سرخ شناور باشیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عشق
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی ، یعنی باید باور کنم ؟
چه جوری می تونـم اون همه خاطـراتتو یک شبه پرپر کنم
یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم
میدونم محاله ، بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم
مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی
مگه فکر کردی من بازیچه ام که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری ؟
آخ چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم
بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی ، یعنی باید باور کنم ؟
چه جوری می تونـم اون همه خاطـراتتو یک شبه پرپر کنم
یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو میمیرم
میدونم محاله ، بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم
مگه منو دوسم نداری که اینجوری میزاری میری بیخیال ما میشی
مگه فکر کردی من بازیچه ام که یه روز میگی دوستم داری و فرداش میری ؟
آخ چه جوری باور کنم رفتن تو برام مرگه بدون تو نمی تونم
بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم
عصر ما عصر فریبه
عصر اسمایه غریبه
عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش کبوده
کاشکی قهتی شقایق
بشینیم توی یه قایق
بزنیم دلو به دریا
منو تو تنهایه تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده
لبایه بدون خنده
چشما خونه سواله مهربون شدن محاله
کاشکی قهتی شقایق
بشینیم توی یه قایق
بزنیم دلو به دریا
منو تو تنهایه تنها
اونقده میریم که ساحل
از منو تو بشه قافل
قایقو باهم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدایه مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه دلایه پر خروشش
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسیم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ی ما لب دریا
تقدیم به چشمهای در را مانده و دلهایی که آنها را شکستند
تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکسته شد
گیرم بازم بیای
از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست
بخوای پیشم بمونی
روز غمم نبودی
خوشیت با دیگرون بود
منو به کی فروختی
اون از ما بهترون بود
می آی بیای ولی حیف
حیف دیگه خیلی دیره
حالا که خاطراتت
یکی یکی می میره
کی گفته بود که تنهام
وقتی ترو ندارم
بازم میگم بدونی
منم خدایی دارم
برگشتی اما انگار
تو باختی توی بازی
غرورتم شکستن
به چیت داری می نازی
به دنبال روزنه اي ميگردم
در كوچه پس كوچه هاي خيال پرواز مي كنم
و تنهايي خودرا
در لابه لاي اشكهايم پنهان ميكنم
گله دارم از همه ي نيرنگها
از آدمهايي كه فقط خود را مي بينند
اي كاش مي شد آيينه ها را در هم شكست![]()
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
این دل با نگاهی سرد پرپر می شود






کهنه فروش داد میزنه:
چراغ شکسته میخریم...کفشای پاره میخریم...اسباب کهنه میخریم...
بی اختیار داد میزنم:
کهنه فروش قلب شکسته میخری؟؟؟
روی قلبم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمین کوچه سرگردانیست
و در این معبد پر حادثه عابر بوده است
صفت شاعر اگر همدلی و همدردی است
در ثنایم بنویسید که شاعر بوده است
بنویسید اگر شعری از او مانده بجای
پسری از طایفه شعر معاصر بوده است
غزل هجرت من را همجا بنویسید
روی قبرم بنویسید مهاجر بوده است

![]()
هر کس بد من به خلق گوید ![]()
من سینه ز غم نمی تراشم ![]()
من خوبی او به خلق گویم ![]()
تا هر دو دروغ گفته باشیم ![]()
![]()
دنیا رو میشه تو یه جمله توصیف:
(لعنت به زمونه)
پر پروازی ندارم
پرو بالم و شکسته
دیگه امیدی ندارم
چه کنم با غم و غصه
من چه خوش قلبم و سادم
همه ی هستیم و دادم
حالا تو راه رفاقت
اون سوارو من پیادم
حالا محتاجم و خسته
دلمو رفیق شکسته
اون رفیقم که نمک خورد
و نکدون و شکسته
چوب لای چرخم میزاره
کی میگه معرفت اینه
منو میندازه تو چاه
میگه راحت همینه
اون رفیق جون جونی
همه درها رو به روم بست
من که فکر شاه نکردم
کمر مارو شکست
لوتی گری عالمی داشت
اما حیف چه زود گذشت
اون تب داغ رفاقت
دیگه رفت و بر نگشت
آی زمونه آی زمونه
چی اوردی به سر ما
بازی خوبی نکردی
با دل ما
حالا از زندگی من
برو بیرون نارفیق
به تو امیدی ندارم
از تو دل کندم رفیق

آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست، بخند ....

با غرور بی دلیلت منو آزار نده
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسه من مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن
به خدا من خودم رفتنیم

اگر که جای دل دریای خون در سینه دارم ... ولی در عشق تو دریایی از دل کم می یارم ... اگر چه رو به رویی مثل آیینه با من ... ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن ... . . .
نه یک دل نه هزار دل همه دل های عالم ... همه دل ها رو می خوام که عاشق تو باشن ... تویی عاشق تر از عشق تویی شعر مجسم تو باغ قصه از تو سحر گل کرده شبنم ... تو چشمات خواب مخمل شراب ناب شیراز هزار میخونه آغاز هزارو یک شب راز ... . . .
می خوام تو رو ببینم نه یک بار نه صد بار به تعداد نفس هام برای دیدن تو نه یک چشم نه صد چشم همه چشم ها رو می خوام ... . . .
تو رو باید مثل گل نوازش کرد و بویید با هر چی چشم و دنیاست باید تو رو دید ... تو باید مثل ماه رو قله ها نگاه کرد ... با هر چی لب تو دنیا تو رو باید صدا کرد ... . . .
تو رو می خوام ببینم نه یکبار نه ....
نگو بار گران بوديم و رفتيم
نگو نامهربان بوديم و رفتيم
نگو اينها دليل محکمي نيست
بگو با ديگران بوديم و رفتيم

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم و مستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد
پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که می دانم اجل نا خوانده و بیدادگر
سر زده می آید و راه فراری نیست نیست
پس چرا پس چرا عاشق نباشم![]()
تقديم به همه آدمای مثل خودم
هیچكي از رفتن من غصه نخورد
هيچكي با موندن من شاد نشد
وقتي رفتم كسي قلبش نگرفت
بغض هيچ آدمي فرياد نشد
وقتي رفتم كسي گريش نگرفت
اشكشو كسي نريخت پشت سرم
راستي كه بي كسي درد بديه
منم انگار هميشه تو سفرم
وقتي رفتم كسي غصش نگرفت
وقتي رفتم كسي بدرقم نكرد
دل من مي خواس تلافي بكنه
پس چرا هيچ كسي عاشقم نكرد
وقتي رفتم ، نه كه بارون نگرفت
هوا صاف و خيليم آفتابي بود
اگه شب مي رفتم و خورشيد نبود
آسمون خوب مي دونم ، مهتابي بود
چشمي با رفتن من خيره نموند
به در و به آسمونو پنجره
مي دونم ، خيليا گفتن چيزي نيس
ماتم نداره ، بذار بره
وقتي رفتم كسي اشكش نيومد
نيمود هيچ جا صداي گريه اي
توي اين دنياي بد ، هيچكي نداشت
از سفر رفتن من ، گلايه اي
هيچ كسي نگاش برام ابري نشد
زلزله ، هيچ دلي رو تكون نداد
راس راسي ، واسه كسي مهم نبود
نه كه فك كني بود و نشون نداد
چهره ي هيچ كسي پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
كسايي كه واسشون مهم بودم
همه شايد يه جوري مرده بودن
كي مي رم كجا مي رم ، ميام يا نه
كسي لااقل اينو سوال نكرد
انگاري مي خوام برم خريد كنم
هيچ كسي چيزي نگفت ، حلال نكرد
دم رفتن كسي حرفي نمي زد
همه ساكت بودن و بي سر و صدا
يه نگهبان كه ما رو نگا مي كرد
زير لب گفت ، به سلامتي كجا ؟
اشك و خندم دو تايي كنار هم
با يه لحن مهربون جواب دادن
انگاري يه عالمه كوهاي سخت
از رو شهر شونه ي من ، افتادن
اين سوال مهربونو ، بي ريا
پرسش ساده ي يه غريبه بود
كسي كه اسم منم نمي دونست
زير چشماش غمي بود ، داغ و كبود
شعرمو بايد يه جور عوض كنم
يا بذارمش همينجور بمونه
ته قلبم مي خوام اين حقيقتو
هر كسي دوس داره شعرو ، بخونه
دم رفتن كسي گفت سفر به خير
كه واسم غريب و ناشناخته بود
اما اون وقتي رسيد كه قلب من
همه ي آرزوهاشو باخته بود
بهتره اهالي رويامونو
بدون توقعي ، جواب كنيم
نبايد حتي رو بهترين كسا
توي بدترين جاها ، حساب كنيم ![]()
عشق تو من را ز طوفان بلا کرد رها![]()
آتش عشق تو سوزاند تمام هستی ام![]()
هستي ام نيست شد٫هست شد نيستي ام![]()

مهتاب
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
آی مهتاب
ای چراغ آسمان
روشنی بخش جهان
کو ماهم؟
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم
مهتاب
امشب که پیش توام
او رفته و من مانده ام
آی افسوس
رفت و آن دوران گذشت
زده ام بر کوه و دشت
از هجرش
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم